صائن الدين على بن تركه
421
شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )
لمعات ) 142 خورشيد به هر برجى فيروز و بهى باشد ( مولوى ) 256 خوش بود گر محك تجربه آيد به ميان ( حافظ ) 92 خون در دل سنگين من افكند چو لعل 62 خونريز بود هميشه در كشور ما ( منسوب به نظامى ) 94 خون مىخور و همچو غنچه در دل مىگير 74 خيال ترك من هر شب صفات ذات من گردد ( مولوى ) 109 خيال زلف تو پختن نه كار خامانست ( حافظ ) 225 دادم همه بوسه بر لب خود ( فخر الدين عراقى ) 157 ، 215 دارو سبب درد شد اينجا چه اميدست 65 دارى سر ما و گرنه دور از بر ما 94 دارى سر يوسف ببُر از هر چه عزيزست ( كمال خجندى ) 89 دامنش چون به دست بگرفتم ( عطار ) 157 دامن عزّت چه آلايد به دل جان را چه بود 111 دانم كه چون من ناسزا ، نبود سزاى وصل او 207 داننده اگر لاف زند مىرسدش 282 دانه چيدن چه مروّت بود ؟ آخر مكنيد ( مولوى ) 150 دانى سر و سامان ز كه بايد طلبيدن ؟ ( سلمان ساوجى ) 85 دايهام عشقست و مادر عشق و شيرم هم ز عشق 273 در جمله جهان هيچ گل و سنگى نيست 274 در جهان تو باشد اين من و تو ( اوحدى مراغهاى ) 199 در حسن رخ خوبان پيدا همه او ديدم ( فخر الدين عراقى ) 150 درخت ميوهء مقصود از آن بلندترست 72 درد پنهان فراقم ز تحمّل بگذشت ( سعدى ) 58 ، 107 در دلم آتشست و در چشم آب ( اوحدى مراغهاى ) 202 در دهانش چو نيست جاى سخن 260 در ديدهء هر عاشق ، او بود همه لايق ( فخر الدين عراقى ) 151 در دير مىزدم من ز درون در شنيدم ( فخر الدين عراقى ) 131 در زلف خويش پيچ و از او حال ما بپرس 305 در سرّ « يحبّهم » اشارت اينست 300 در عبارت همىنگنجد عشق ( عطار ) 133 در عشق ازين بوالعجبىها باشد 61 در عشقِ تو بىنام بىنامونشان بايد بود 174 در عشق نماند عقل و تمييز كه بود 57 در غوره ببين مل را ، در غنچه ببين گل را ( مولوى ) 78 در كفى جام شريعت در يكى سندان عشق ( سعدى ) 226 در كوى تو اى يار عيار ناباك 227 در كوى تو ره نبود ره ما كرديم 270 در گمشدگى است راه وايافتگى 235 در گوش كن كه بهتر ازين گوشواره نيست 267 در مسجد چه زنى ؟ ميكده اينك در باز ( سلمان ساوجى ) 91 در مطبخ عشق جز نكو را نكشند 103 درنگيرد به بتان گريهء گرم و دم سرد ( امير خسرو دهلوى ) 132 در هر چه نظر كردم پيدا رخ او ديدم ( فخر الدين عراقى - با تفاوتى ) 140 در هر گامى هزار مرگست اينجا 136 در همه صورت تويى و نيست خود صورت تو را ( فخر الدين عراقى ) 154